2007/3/11
بیچاره شریعت
گفت: لعنت بر هر كس كه شريعت را به جا نياورد. لعنت بر كسي كه كلمات شريعت را اثبات ننمايد و شريعت را رد كند.
يكي جواب داد: لعنت بر كسي كه بخواهد با شريعت، نماز، روزه و احكام شرعي نجات يابد. ايمان كافي است و خداوند متشرعان را لعنت كند!
متحير ماندم چه كنم. بالاخره اهل شريعت(انجام احكام شرعي) باشم يا نباشم؟ با خودم گفتم: هر چه مولايم مسيح بگويد، همان درست است. هر چه باشد، مسيح عليهالسلام از حواريون و حتي آنان كه حواري هم نبودهاند، بالاتر و قابل اعتمادتر است. از مسيح پرسيدم: مولاي من، شما اصلا براي چه آمديد؟ به من، شما و همه مردم فرمود:
گمان مبريد آمدهام تا تورات يا صُحُف انبيا را باطل سازم؛ نيامدهام تا باطل نمايم، بلکه تا تمام کنم. زيرا هر آينه به شما ميگويم: تا آسمان و زمين زايل نشود، همزه يا نقطهاي از تورات هرگز زايل نخواهد شد، تا همه واقع شود.
گفتم: سرورم، نميترسيد بعد از شما شريعت را از دين شما بردارند؟ فرمود:
متي 5: 17-19:
هر کس (حتي) يکي از اين احکامِ کوچکترين، را بشکند و به مردم چنين تعليم دهد، در ملکوت آسمان کمترين شمرده شود.گفتم: ولي بعضيها ميگويند: اگر كسي بخواهد با شريعت نجات يابد، ملعون است. اكنون من براي اين كه نجات پيدا كنم و به زندگي ابدي دست يابم، چه كنم؟ شريعت را كنار بگذارم؟ فرمود:
اگر بخواهي داخل حيات (زندگي ابدي) شوي، احكام(شريعت) را نگاهدار.
دوباره به كتاب مقدس مراجعه كردم، تا ببينم مسيحِ مهربانم خود براي انجام شريعت چه كارهايي را انجام داده است؟ ديدم از همان ابتداي تولد مباركش، در آغوش شريعت بوده است: مراسم تطهير و قرباني برايش به جا آوردهاند.. من نگويم بهتر است. خواندن متن آيات لطف ديگري دارد:
و چون روز هشتم وقت ختنة طفل رسيد او را (ختنه كرده) عيسي نام نهادند. چون ايام تطهير ايشان برحسب شريعت موسي رسيد، او را به اورشليم بردند.. چنانكه در شريعت يهُوَه مكتوب است.. (والدينش مسيح را به اورشليم بردند) تا قرباني گذرانند چنانكه در شريعت يهُوَه مقرّر است.. .. والدينش آن طفل يعني عيسي را آوردند تا رسوم شريعت را بهجهت او بهعمل آورند ... چون تمامي رسوم شريعت يهُوَه را به پايان برده بودند به شهر خود ناصرة جليل مراجعت كردند. (لوقا 2 : 21-23 )
مسيح در اول صبح قيام کرد و خارج شد و به مکاني پست رفت تا در آنجا نماز گذارد (مرقس16:1 ) ... بعد از آنکه جمعيت منصرف شد مسيح به تنهايي بالاي کوه رفت تا نماز گذارد (متی 23:14 ) و نيز فرمود : سزاوار است که در هر مکاني نماز گذاريد به مانند ريا کاران نباشيد. (متی 41:26)
آنگاه عيسي به دست روح به بيابان برده شد، تا ابليس او را تجربه نمايد، و چون چهل شبانه روز روزه داشت، آخر گرسنه شد. (متي4: 1و 2 )
شما بايد ده يك(زكات) را بدهيد... .متي 23 : 23.
پيشتر كه با دوستي مسيحي گفتگو داشتم، ديدم عهد عتيق را به عنوان كتاب مقدس خود قبول دارد، اما شريعت موسي كه در آن كتاب آمده است را، نه. ميگفت: شريعت موسي در عهد عتيق، ناقص بود و زمانش سپري شد. آن شريعت فقط براي اين بود كه زمينه را براي آمدن مسيح فراهم كند. مدتي گذشت تا اين كه آيات فوق را در عهد جديد خواندم. از خودم پرسيدم: موسي ميخواست با شريعت، زمينه را براي عيسي فراهم كند. عيسي با شريعت، ميخواست زمينه را براي چه كسي فراهم كند؟ نجات من؟ نجات شما؟ نجات خودش؟ و اصلا چرا فرمود :
ملعون باد کسي که کلمات اين شريعت را اثبات ننمايد تا آن را به جا نياورد؟2007/3/3
فقط یک آیه صریح می خواهم!
آيا در كتاب مقدس از تثليث (سهگانگي خدا در عين يگانگياش) هم سخني به ميان آمده است؟ هر چه گشتم، كمتر يافتم؟ ممنونم اگر به طور مستند مرا راهنمايي فرماييد. البته ببخشيد. يافتم. همين الان يافتم:
اي اسرائيل بشنو: يَهوِه خداي ما يَهوِه واحد است. تثنيه 6: 4
من هستم يَهُوَه خداي تو ... تو را خدايان ديگر غير از من نباشد. خروج 20: 2 ، 3.
من يهُوَه هستم و ديگري نيست و غير از من خدائي ني. اشعيا 45: 5
تو که اسمت يهُوَه ميباشد ، بهتنها بر تمامي زمين متعال هستي. مزمور 83: 18.
پولس در نامه به غلاطيان: خدا يک است.غلاطيان3: 20؛ همچنين رك:1قرنتيان8: 4 – 6.
متأسفم. اين آيات همه بر وحدانيت خداوند دلالت داشتند. در مقالهاي ديدم موارد فراواني را از اين دست برشمرده بود. اما من آيات تثليث را ميخواستم، نه اينها را. آياتي كه به روشني بر تثليث دلالت كند.
در اسلام كه بر پايه توحيد بنا شده است، سرتاسر قرآن و روايات، آكنده است از آيات توحيد: قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ [إخلاص : 1]؛ اما چرا در مسيحيت، كه يكي از بنيان هاي عقيدتي آن تثليث است، در كتاب مقدس، حتي يك آيه هم در تبيين صريح و تاييد تثليث وجود ندارد؟
تثليث و خداوندگاري مسيح براي نخستين بار در شوراي نيقيه تصويب شد. در پي اختلاف شديدي كه بين دو رهبر برجسته مسيحي آريوس و آتانياسوس صورت گرفت، كنستانتين آنان را همراه با سيصد كشيش برجسته در نيقيه تركيه، گرد هم آورد. آنان آريوس را به كناري نهادند و عقيده تثليث و خداوندگاري مسيح را در دنياي سياست، به تصويب رساندند و مخالفان را كشتند.
كاش ما هم در شورا بوديم و مي پرسيديم: چگونه بر خلاف آنچه در كتاب مقدس آمده است، ميليونها انسان بايد پيرو عقيدهاي باشند كه به دستور يك پادشاه بوده و آن هم تنها به تصويب 303 نفر، رسيده است؟ من اجازه نميدهم ديگران هر چه را كه بخواهند برايم عقيده كنند. شما چطور؟
2007/2/21
پدر پدر ، پسر پسر يا پدر پسر؟
به رياضيدان برجستهاي گفتند: سه دايره بكش؛ به طوري كه تمام ويژگيهاي آن با هم برابر باشد: همه در يك نقطه از زمين، با اندازه مشخص، با ضخامت يكسان، با مساحت برابر و فاصلهي همه از لبه كاغذ يك سانتيمتر. حتي همه را وقتي بكش كه روح مهربانانهاي داري و... خلاصه در تمام مشخصات بايد با هم يكي باشند. گفت: چشم. يكشنبه بياييد و ببينيد.
يكشنبه شد. وقتي مردم براي مشاهده رفتند، ديدند، فقط يك دايره كشيده. گفتند: پس بقيه دايرهها چي شد؟ گفت: اگر قرار باشد هر سه دايره در تمام ويژگيها همانند باشند، هر سه بر يكديگر منطبق خواهند شد. در حقيقت شما يك دايره بيشتر از من نخواستهايد. در صورتي سه دايره خواهيد داشت كه دايرهها، در مشخصات با هم متفاوت باشند.
به دوستي مسيحي گفتم: شما سه خدا را ميپرستيد؟ برآشفت و گفت: نه، ما خداي يگانه را ميپرستيم. اما اين خداي يگانه سه أقنوم دارد كه در تمام صفات با يكديگر شريك هستند. به ياد دايرهها افتادم.
اگر سه أقنوم يا خداي پدر، پسر و روح القدس، در تمام ويژگيها با هم يكي باشند، ديگر سه تا نخواهند بود. بلكه يك خدا هستند. در اين صورت شما ميتوانيد نام آنها را بر يكديگر اطلاق كنيد. به پدر بگوييد، پسر، به روحالقدس بگوييد، پدر و به پسر بگوييد، پدر. اما چرا نام اين سه، هميشه ثابت است؟
اگر يكي پدر است و ديگري پسر، پس معلوم است، در يك جايي با هم تفاوت دارند؟ اين تفاوت در چيست؟ البته فرقي هم نميكند. هر چه باشد، چيزي است كه خدا يا اقنوم ديگر ندارد و اين نقص در خداوندي است. آيا شما خداوند را ناقص ميدانيد؟ نه! آيا شما فقط سه خدا داريد؟ نه! آيا فقط به يك خدا معتقديد، بدون تثليث؟ نه! آيا... . نظر شما نسبت به دايرهها چيست؟

