تبليغاتX
دوستان خوب مسیحی مرا در پاسخ یاری دهند

2007/4/28

مطمئن باشيد خداوند صالح است!

 

كاري به پدر يا پسر بودنش ندارم؛ اما اگر واقعا مسيح عليه‌السلام خداوند است ، پس چرا خود صلاحيت خدا بودنش را نفي كرده است ؟

ناگاه شخصي آمده وي را گفت: اي استاد نيكو و صالح  ( good= αγαθος)، چه عمل نيكو كنم تا حيات جاوداني يابم (انجيل متّي 19:16 ). وي را گفت: از چه سبب مرا صالح گفتي و حال آن‌كه كسي نيكو و صالح نيست، جز خدا؛ ليكن اگر بخواهي داخل حيات شوي احكام را نگاه دار(انجيل متّي19:17 ).

اگر مسيح عليه‌السلام آن‌گونه كه كتاب مقدس مي‌گويد، صالح نيست، پس خدا هم نيست. زيرا كه از صفات قطعي خداوند آن است كه صالح و سرچشمه نيكويي‌ها باشد. با توجه به نفي صلاحيت مذكور، چه معياري براي خداوندگاري مسيح عليه‌السلام وجود دارد؟ از سوي ديگر انسان‌هاي ديگري قبل و بعد از مسيح بوده‌اند كه كتاب مقدس آن‌ها را مردماني صالح دانسته است(رك: انجيل لوقا باب 23 آيه 50 و 22 اعمال رسولان باب 11 آيه 22 تا 24). چطور آنان صالحند؛ اما مسيح كه معلم و خداي آنان است، خود اعتراف مي‌كند صالح نيست؟! معلوم مي‌شود نفي صلاحيت ايشان از روي تواضع نبوده و نيك بودن خويش را نيز نفي نكرده است؛ بلكه صلاحيت خدا بودن را از خود رانده است. پس مي‌توان نتيجه گرفت كه مسيح عليه‌السلام بشري بود، صالح و نيكوتر از همگان؛ اما نفي صلاحيتش در اين بوده كه خداوند نبود. درست است؟

 

نوشته شده توسط كنجكاو در 11:16 |  لینک ثابت   •